السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 61
شرح دعاى سحر ( فارسى )
اوصياء آن حضرت اختصاص دارد . و از اين رو شيخ محيي الدين عربى ، حكمتى را كه به نام آن حضرت است « حكمت فرديه » خوانده است ، زيرا در مقام جمعى الهى منفرد است ولى ديگر اولياء اينچنين نيستند ، زيرا به هر يك از آنان پروردگارشان به اسمى كه مناسب حالش بوده تجلى كرده است ، يا به صفت جلال مانند شيخ الأنبياء و المرسلين ( صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين ) زيرا كه آن حضرت در درياى عشق خدا غرق بود و شوريدهء جمال أو بود و پروردگارش از پشت پردهء جلال تجلى به جمال كرده بود و لذا مخصوص به خلّت ( و دوستى ) گرديد و حكمتش حكمت مهيمنى ( و شيفتگى ) شد . و مانند يحيى عليه السّلام كه قلبش خاضع و خاشع و منقبض بود و پروردگارش به صفت جلال در آن تجلى كرده بود ، يعنى جلوهء عظمت و كبريا و قهر و سلطنت را مشاهده كرده بود و لذا به حكمت جلالى اختصاص يافت . و يا آنكه پروردگار به صفت جمال تجلى فرمايد ، همچون عيسى عليه السّلام . و از اين رو هنگامى كه يحيى عليه السّلام ديد حضرت عيسى عليه السّلام مى خندد به أو اعتراض كرد و گفت : « گويى تو از مكر و عذاب خدا ايمن شدهاى كه مى خندى ؟ » حضرت عيسى در پاسخش گفت : « گويى تو از فضل و رحمت الهى مأيوس گشتهاى ؟ » پس خداوند به آنان وحى كرد كه : « هر يك از شما دو نفر كه گمانش به من نيكوتر است من أو را دوست تر دارم » . بنابر اين حضرت يحيى عليه السّلام به مناسبت قلب و نشأهاى كه داشت پروردگارش با قهر و سلطنت بر أو تجلى كرد و نتيجهء اين تجلى بود كه آن اعتراض را كرد ، و عيسى عليه السّلام به مقتضاى نشأه و مقامى كه داشت خداوند با لطف و رحمت به أو تجلى كرد و آن جواب را داد و وحيى